میدانم که تمام حرف هایم بوی درد میدهد. ای دردمندم ای غم خوارم من همیشه به تو نیاز دارم
چه بده تو اين دنياي به اين عظمت يه هم صحبت نداشته باشي يه نفر كه بفهمدد, احساست رو
درك كنه و بدونه چي تو دلت ميگذره اما ....
پيدا ميشه هم صحبت اما نميشه او نقدر بهش اعتماد كرد كه ميتونه هميشه باهات باشه و دركت كنه.
اون قدر نميشه بهش پناه برد سخته مگه نه
اگه دور و برت رو نگاه كني و خودت رو گول نزني ميبيني كه تنهايي پس ميبيني كه زندگي
خيلي بي معنيه و بايد از تو خودت بيرون نياي اگه حتي بخواي يه سرك هم تو كاراي دنيا بكشي گرفتار ميشي
چون اون قدر دنيا رنگيه كه با يه چشمه از كاراش خيلي زود گرفتارت ميكنه و تو خودش
غرقت ميكنه و تو منجلابي مثله عاشقي ميندازتت
هر كي عاشق شده باخته آخه عاشقي هم خيلي رنگ قشنگي داره و رنگش تو دنيا تكه يه رنگه
داغ كه مخت رو داغون ميكنه و هوش رو از سرت ميبره هر چي بيشتر دست و پا بزني بيشتر
گرفتارش ميشي
عشق چيه ؟ يه رابطه بين دو تا ...... دل به دل هم ميدن بعد كم كم فكر ميكنن از هم بهتر تو
دنيا پيدا نميكنند
بعد اون قدر غرق هم ميشن كه ميگن ديگه اگه دنيا بره من و تو از خاطر هم نميريم ولي با يه
مشكله كوچيك همه چيز فراموش ميشه و اون عشق خدايي به قبرستان تاريخ سپرده ميشه و
گوشه قبرستون ميپوسه اون جور كه ديگه نميشه مثله اولش كرد
اره نميشه همون جور كه نميشه آبي رو كه رو زمين ريخت رو جمع كرد
واسه همينه كه ميگم تنها باشي از همه چيز بهتره اگه به فكره كسي بودي تو اين دنيا ميبازي
هم به دنيا هم به خودت تو بازيهاي روزگار
فقط به فكر خودت باش هيچكي تو اين دنياي فاني به دردت نميخوره هيچ كس لياقت تو رو
نداره هيچ كس ارزش اشكاي تو رو نداره
آره من تنهام من درد عشق رو نميدونم چيه ولي ميدونم اصلا ارزش هدر رفتن عمر رو نداره
اره نداره ه ه ه ه ه ه
شايد ميدونستم و كشيدم اما تو نكش دردش رو, سخته
متن مریم نیشابور
يك عشق
غم بي همزبانيت را به باد خواهم گفت , و حكايت نامهربانيت را به دست نقالانخواهم سپرد.
چون صيادي بد اقبال به خانه باز خاهم گشت.
يادم نرفته خواهش خاموش با چشماني خسته زتنهايي...
ديشب خيال روي تو با من گفت: اين روزها دوباره تو مي آيي.
هنگام رفتن است !! چشمانم را بستم, برگشتم.
باور نميكنم....
هرگز!!!
آري هرگز....
ديشب تمام ستاره هاي پشت شيشه را با دستانم خاموش كردم.
وقتي شنيدم ماه را به اتاقت برده اي.
نيست در اين دنيا , زمن بيچاره تر..... نيست قلبي از دلم صد پاره تر..
مي دانم شبي باز خواهي گشت و تمام كوچه هاي قلبم را....
لبريز از عطر آمدنت خواهی كرد....
به اميد آن روز